من اعتراف نمی کردم .
.
پیشترها اعتراف برایم غیرممکن بود ! کم کم از غیرممکن به سخت تنزل کرد ... و کمی بیشتر که گذشت ، از سخت به اکنون من .
.
اکنون برای خودم هزاران بار اعتراف کرده ام و برای دیگران صدها هزار بار ...
.
آدم رازداری بوده ام برای دیگران ... نه برای خودم ... و این خیانت بزرگی بوده از من به من !
.
پ.ن : خدایا چگونه خیانت هایم را خواهم بخشید . |